حسن حسن زاده آملى

302

هزار و يك كلمه (فارسى)

و به تعبير استاد علامه طباطبائى در رساله منامات : هذا الانسان الشريف كلّما نزل إلى عالم لم يغفل عما فوقه اجمالا بحيث لو التفت ادرك لكون العالى باطن السافل و لا عوق ، و كلما ارتقى الى عالم عال لم يغفل عن السافل لكون السافل موجودا فى العالى بنحو اشرف و انور . آرى انسان كامل در هر مرتبه نظام هستى مىتواند هم به پيش از آن آگاهى يابد و هم به پس از آن . يعنى اگر انسان خواننده كتاب هستى باشد ، در هر مرتبه‌اى از وجود هم مىتواند قبل آن را دريابد و هم بعد آن را ، و هم از گذشته مىتواند خبر بدهد و هم از آينده ، و هم به سلسله علل آن پى مىبرد و هم به سلسله معلومات آن وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ . به عين پنجاهم عيون نامبرده و شرح آن رجوع شود . ( ط 1 ، ص 645 ) . در بند هفدهم دفتر دل ثبت شده است كه : اگر عارف بود مرد تمامى * تواند خود به هر حدّ و مقامى به باطن بنگرد از صقع ظاهر * زوال پىبرد تا عمق آخر و مثلا قوله ( سبحانه ) : وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ . . . ( سوره بقره ، آيات 36 - 39 ) و نظائر آن در قرآن كريم در بيان قصّه حضرت آدم صفى و حوا عليهما السّلام در حقيقت نمايش سرگذشت ماست كه در مرآت صيقلى سرّ خاتم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم منعكس و متمثّل گرديد و در قوالب الفاظ وحى ريخته شده است ، فافهم . و مثلا قوله ( سبحانه ) : يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ . . . ( سوره زلزال ، آيه 7 ) اين آيه كريمه مىفرمايد كه اعمال آدميان به آنان ارائه مىشود . عمل را قشرى است كه با زمان منقضى و منصرم است ، و لبّى است كه حقيقت انسان و ملكه براى او مىشود و با آن ملكه ملك و اقتدار مىيابد . مثلا انسان مشق خط مىكند ، اين مشاقى را صورتى اين سويى است كه عبارت از حركت دست و قلم به روشى خاص است ، و آن را لبّ و معناى آن سويى است كه ملكه وراى عالم طبيعت است و با آن ملكه در هر حال قادر به خوش‌نويسى